تبلیغات
پنجره مخفی من - زندگی مثل گاوبازی /که.....
پنجره مخفی من
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

سلام .همونطور که قول داده بودم این بار زود به روز میکنم .    این باردیگه نمیخوام

 

خیلی درامش کنم!!! میخوام به یکی ازمسائلی بپردازم که سانازهم اگه بودممکن بود

 

ازش استقبال کنه!!درموردیکی ازچیزایی که شایدخیلی هامون بهش توجه نداشته

 

باشیم یااصلا برامون مهم نباشه!!گاوبازی موضوعی یه که میخوام

 

ازش بنویسم!!!                                    

 

 

 

"همونطور که میدونین گاوبازی یکی از تفریحات بخشی از مردم اسپانیا و یکی از

جاذبه های توریستی اون کشوره. خوشحالم به اطلاعتون برسونم که بر اساس خبری

منتشر شده در ایسنا تلویزیونهای اسپانیا از پخش مستقیم گاوبازی خودداری کردن که شدیدا هم مورد حمله قرار گرفتن.!!"                                                               

 

این یه اطلاعیه ازیک وبلاگ درمورد گاوبازی بود که بهتون پیشنهاد میکنم بقیه شوبخونید:

 

 

 

 

گوساله ای  نر آماده رفتن به زمین گاوبازیست که هنوز مورد آزارو اذیت قرار نگرفته. خلاف تبلیغات گاوبازان، گوساله نر اصولا آرام و ساکته و تنها زمانی عکس العمل نشون میده که میخواهد از خودش دفاع کنه. قبل از اینکه وارد زمین گاوبازی بشه، اونو در یک سلول کوچک و تاریک ، بدون آب و غذا نگهداری میکنن. این عمل سیستم عصبی اونو بهم میریزه . درست قبل از ورود به زمین به گوساله افسار میبندند و اون شروع میکنه به تقلا کردن جهت آزادی...

 

 

 

اسبها هم به نوعی قربانیان گاوبازی هستند. به اونا چشم بند میزنند که نتونند حرکت کنند. این اسبها عادت دارند که گوساله رو برای جنگیدن تحریک کنن. یک یا دو مرد هم بر پشت اسب سوار و شروع به فرو کردن نیزه های تیز به کمر و شونه های گوساله میکنند.....

این اسبها هم با اینکه بوسیله سپرهای مخصوصی پوشیده شدن، ولی اکثرا توسط گوساله زخمی میشن و گاهی در همون زمین گاوبازی کشته میشن.

 

 

اسب سوار مرتبا نیزه خودشو به کمر و شونه های گوساله فرو میکنه و باعث سوراخ شدن عضله و پارگی تاندونها میشه. این عمل که با خونریزی شدید همراهه، باعث عصبانی تر شدن گوساله و دفاع بیشتر میشه .....

 

 

زخمها و خونریزیها واقعا غیر قابل تحمل هستند و با قاطعیت فلسفه یک جنگ برابر بین انسان و حیوان رو رد میکنند....

 

 

مردهای پیاده که آماده جنگ نابرابر هستند در پشت تابلوهای تبلیغاتی پناه میگیرند تا جدال بین مرد اسب سوار و گوساله به تضعیف گوساله منجر بشه. اونا همیشه آماده فرار به پشت تابلوهای تبلیغاتی هستند ( در این عکس به خوبی تبلیغ شرکت آبجوسازی Corona به مدیریت Anheuser-Busch  رو که اسپانسر این مبارزه یکطرفه هست رو میبینید).

 

 

با رفتن خون بسیار از بدن گوساله و خستگی اون، قاتلین از مخفیگاهشون بیرون میان و با نیزه هاشون به سمت قربانی حمله ور میشن.

شرکت Corona حمایت از سیستمی میکنه که حامی قتلی بدین شکل و شمایل و فعالیتی غیر قانونی که در تمام دنیا از جمله امریکا مورد نقد قرار میگیره و جزو کثیفترین تفریحات شناخته میشه.

 

 

تعدد نیزه و خنجرها باعث شدت آسیب دیدگی عضلات کمر، شانه و گردن گوساله میشه و گوساله رو در حالت شوک ، بیحالی و زاری قرار میده....

 

 

هر چه بر تعداد نیزه ها افزوده میشه، خون بیشتری از حیوان بیچاره فوران میکنه و باعث ضعف بیشتر اون میشه. هر چند اون هنوز به سختی قادر به حرکت و بالا گرفتن سرش هست، ولی دیگه قدرت دفاع رو از دست میده...

 

در این مقطع نمایش قاتلین که اعتقاد به نبرد برابر دارند در برابر حیوان ناتوان شروع میشه. از پشت مخفیگاه ها بیرون میان و احساس قدرت میکنند...

 

قاتل اصلی پارچه رو در جلوی صورت گوساله میگیره و شمشیر خودشو تا انتها در بدن گوساله فرو میکنه. باور دارن شمشیر در قلب گوساله فرو میره و باعث کمتر زجر کشیدن و مردن ناگهانی اون میشه. ولی گوساله باید خیلی خوش شانس باشه تا این اتفاق بیفته. بیشتر از 90% مبارزه ها ( قتلها ) نیزه به احشاء داخل شکم گوساله فرو میره که اینو میشه از فریاد دردی که از دهنش بیرون میاد فهمید...." گوساله قدرت حرکت رو از دست میده و به زمین میخوره ....

 

در این لحظه تیر خلاص زن از پشت خنجری رو وارد پشت سر گوساله میکنه و نخاع اونو قطع میکنه....

 

 

گرچه گوساله دیگه قادر به حرکت نیست ولی همچنان زنده و هوشیاره....

توسط اسبی لاشه گوساله به دور زمین گشیده میشه تا همه تماشاچیها لذت وافر ببرند....

 

 

 

 

 

از همه دوستان تقاضا میکنم به سایت زیر مراجعه کنند و Petition مربوط به جلوگیری از گاوبازی رو امضا کنند.

 

http://www.petitiononline.com/olotanti/petition.html

 

ضمنا میتونید با ارسال نامه، فاکس و ایمیل به Anheuser-Busch اعتراض خودتونو از حمایت ایشون از این وحشیگری انسان متمدن اعلام کنین. میتونین متن Petition رو ( به غیر از پاراگراف آخر ) کپی کنین و به عنوان ایمیل برای Anheuser-Busch به آدرس زیر بفرستید.

Anheuser-Busch

August Busch III
Chairman and CEO
Anheuser-Busch
1 Bush Place
St. Louis, MO 63118-1852

Toll-Free Phone Number (Public Relations): 800-342-5283
Headquarters: 314-577-2000
E-mail:
estherkinzie@corona.com

 

 

 

 

میدونم خیلی غم انگیزه من که دلم به درداومد اگرچه

 

نمیخواستم درامش کنم ولی شد ببخشید دیگه!!!!!! اینم یه

 

شعرازخودم که براساسش گفتم!!!((ماتادور به شخصی میگن که گاوبازی میکنه!!!))

 

 

زندگی مثل گاوبازی که...

 

توی میدان گاوبازی بود ...

 

زندگی روی خوش نشان میداد

 

خنده هایش ولی مجازی بود

 

o       

 

من هنوزم به عشق دلبستم

 

درتکان های پارچه ای قرمز!

 

من که ازتوبریده ام اما...

 

عشق دیگربرای من هرگز

 

درسرم جیغ جمعیت پیچید

 

درجدل های نابرابرکه...

 

نیزه ای روبه روم میخندید

 

گم شدم درسکانس آخرکه...

 

o       

 

زندگی هی مراجلو میبرد...

 

روبه چشمان خسته ی ماتادور...

 

خشم چشمان وحشی ام راخورد...

 

درجدل های آخرین سانسور!!

 

من ندیدم که درکجاهستم

 

زندگی ناله های من رادید!...

جسدخونی ام کنارش بود

 

دورمیدانی ازغرورکشید!!!!

 

لطفا بگیدشعرم خوبه یانه؟!!اینم شعرآخرسانازکه قولشوداده بودم!:

 

یک  پنجره که روی بلندای شهربود

 

باچشم خسته گرم تماشای شهربود

 

همراه روزهای پرازروزمره گیش

 

هم اشنابه غربت شبهای شهربود

 

بایک نگاه سرسری ازعمق سالها

 

آنشب عجیب درغم فردای شهربود

 

دوران بی تفاوتی وسنگ وآهن و

 

دوران غم نشسته به هرجای شهربود

 

روح ودلش گرفته ازاین دیرِبی ثبات

 

ازحالت گرفته ی دنیای شهربود

 

ازهردرخت سرو...که حالاچراغ برق...

 

ازسایه های محوزِسیمای شهربود

·        

غیرازصدای باددرآن سوی پنجره

 

شب گریه های دخترتنهای شهربود!

 

 

 

بعضی ازدوستان گفتن اسم کتاب سانازمیخوادچچچی باشه؟

 

نمیدونم منتظرم خودش بهم بگه شایدم شد "دخترتنهای شهر"راستی اگه شما پیشنهادی واسه این داریدخوش حال میشم بهم بگید!!سربلند باشید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 16 تیر 1390 :: نویسنده : زنده یادساناز. وسارا بهشتی
دوشنبه 16 مرداد 1396 07:48 ب.ظ
Very great post. I simply stumbled upon your blog and wanted to say that I have
really enjoyed browsing your weblog posts. After all I will be subscribing for your
feed and I'm hoping you write again soon!
شنبه 14 مرداد 1396 08:10 ق.ظ
Great delivery. Outstanding arguments. Keep up the amazing
effort.
سه شنبه 10 مرداد 1396 02:31 ق.ظ
Hi would you mind letting me know which hosting company you're working
with? I've loaded your blog in 3 different internet browsers and I must
say this blog loads a lot quicker then most. Can you suggest
a good hosting provider at a honest price? Thanks, I appreciate
it!
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 06:34 ق.ظ
Good day! This is kind of off topic but I need some advice from an established blog.

Is it very difficult to set up your own blog? I'm not very techincal but
I can figure things out pretty fast. I'm thinking about creating my own but I'm not sure
where to start. Do you have any tips or suggestions?
Thank you
چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394 07:26 ب.ظ
درود دوست عزیز
مشغول سر زدن به پیوندهای وبلاگ شاعران کاشمر بودم که به این وبلاگ رسیدم. من قبلا به وبلاگ سارا بهشتی برخورده بودم و شعرهایش را خوانده بودم و لذت برده بودم. خدا به شما صبر بدهد. آن شعر که ساناز بهشتی راجع به مرگ سروده بود را خواندم و خیلی به دلم نشست. برای کسی که وسعت نظر داشته باشد و این دنیا را قفس تنگ ببیند هیچ چیز بهتر از آزادی از این قفس نمی‌تواند باشد. اما پذیرفتن مرگ به این راحتی‌ها نیست و می‌دانم. من وقتی به مرگ عزیزانم فکر می‌کنم صمیمانه آرزو می‌کنم که کاش جای آن‌ها بمیرم. احتمالا دیگران هم همین‌طور هستند. در نهایت این بیت خواجه را یادآوری می‌کنم که: هرگز نمیرد آن‌که دلش زنده شد به عشق / ثبت است بر جریده‌ی عالم دوام ما.

در ضمن این مصرع یک کلمه‌اش افتاده است: «دوران بی‌تفاوتی ... و سنگ و آهن»

بهمن صباغ زاده. تربت حیدریه.
دوشنبه 3 مرداد 1390 11:17 ق.ظ
به روزم تا بلکه بگسلد طناب پاره ی من...
http://shabnam2009.persianblog.ir/
دوشنبه 3 مرداد 1390 11:06 ق.ظ
اینجا گناوه بود و هنر توی ماسه ها

بوی تو داشت دفترم و بوی ماسه ها

ما سوژه ی مجسمه های شنی شدیم

رد دو جفت پا زده شد روی ماسه ها

سلام
با یه چارپاره به روزم و منتظر شما
شنبه 1 مرداد 1390 06:00 ب.ظ
سلام
یاد ساناز عزیز به خیر
چهارشنبه 29 تیر 1390 03:59 ب.ظ
سلام
خیلی وقت بود اینجا نیومدم ولی یکدفعه ناخودآگاه به خودم زمزمه کردم تلخی سرفه های گاه به گاه وحشت از پله های دانشگاه !
دلم گرفته همین
دوشنبه 27 تیر 1390 02:03 ب.ظ

از این پیرزن پاریسی به یاد داشته باشین

عشق بدون موسیقی، نمی تونه عشق باشه

سلام
عاشقانه به روزم
منتظرتونم

ش.آ
دوشنبه 27 تیر 1390 12:35 ب.ظ
سلام
با یه تاخیر طولانی
ممنون که سر زدی
نمیدونم چرا هروقت به وبلاگتون سر میزنم دلم بدجور میگیره
بغض امانم رو میبره
امیدوارم ساناز همیشه شاد باشه...
دیگه چی بگم؟؟؟
جمعه 24 تیر 1390 11:34 ب.ظ
وب سایت بلبل زبونی ، وب سایت رسمی طنز نوشته های روح الله احمدی (بلبل) آغاز به کار کرد.

لطفا از این به بعد دوشنبه های خود را با یک فنجان طنز تلخ آغاز کنید...

با صورت سرخ و زرد باید خندید
یک بار شبیه مرد باید خندید
با گریه به زندگی خود می خندی
سخت است ولی به درد باید خندید



http://www.bolbolzabooni.com
چهارشنبه 22 تیر 1390 01:29 ب.ظ
کسی که گفت بمان... و کسی که گفت برو
کسی که ماند، کسی که بدون حرفی رفت
من اعتماد ندارم به اعتماد ِ خودم
به آتشی که تو خاموش می کنی با نفت!

با شعری جدید
و لینک یادداشتم درباره ی فیلم تهران من حراج
به روزم و منتظر شما
چهارشنبه 22 تیر 1390 10:46 ق.ظ
سلام....
کلی دلم گرفت اینجا رو که دیدم،واقعا متاسفم و امیدوارم روح خواهرت در ارامش باشه و خدایش بیامرزد...
سه شنبه 21 تیر 1390 12:22 ب.ظ
نظر قبلی از من بود سارا جان...
دوشنبه 20 تیر 1390 10:15 ب.ظ
آره معذرت من ظهر حالم خوب نبود ...
دوشنبه 20 تیر 1390 02:53 ب.ظ
گلم شعرای سانازو هم بذار...
شنبه 18 تیر 1390 06:05 ب.ظ
سلام
ممنون از حضورتون
امیدوارم جای ساناز همیشه سبز باشه
و شما همیشه در زندگیتون شاد وموفق باشی
شنبه 18 تیر 1390 07:04 ق.ظ
Salam be doste azizam vebe ghashangi dari be manam hatman sar bezan v vasam nazar bezar khoshhal misham.felan b.b
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

ساناز بهشتی.متولد شهرستان کاشمر(زادگاه زردشت پیامبر)
دانشجوی رشته ادبیات انگلیسی
مجموعه غزل چاپ شده(رقص عقاب)

این وبلاگ از تاریخ 6/4/89توسط سارابهشتی خواهر مرحوم ساناز بهشتی بروز میشود.

برداشت مطالب و اشعار از این وبلاگ با ذکر نام نویسنده مجاز میباشد.
مدیر وبلاگ : زنده یادساناز. وسارا بهشتی
پیوندها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :